حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

645

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

پيوست « 107 » در باب حكومت خودتان شرحى نوشته بوديد . اولا ، چه داند كسى غير پروردگار * كه فردا چه بازى كند روزگار ثانيا ، فرمانفرما هرچه تدبير كرد كه عمل عربستان صورت بگيرد ، نشد . حالا با وجودى كه از استيصال ، ميرزا حبيب الله را فرستادند رقعه و خلعت در ده هزار تومان پيشكش براى بختيارىها آورد ، قبول نكردند ؛ رفته است كه اگر معز السلطنه قبول نكرد ، ابو ابجمعى معز السلطنه را به خودش وابگذارد و خود ميرزا حبيب الله در شوشتر و دزفول براى نايب الحكومگى بماند ، بعد از وضع تفاوت عمل ، معز السلطنه تتمهء ده هزار را از بابت شوشتر و دزفول خودش قبول كند . در اين صورت ، من در پاى كار هستم . اگر فارس با شعاع السلطنه شد كه كار شما ظاهرا عيب نمىكند ، اگر علاء الدوله باقى بود كه به توسط سپهسالار و وزير ، باز كار شما را صورت خواهم داد كه انشاء الله تعالى در عمل خود باقى باشيد . مسلم است بيكارى تهران انسان را معدوم صرف مىكند . خبر از خرج حاليهء تهران نداريد . وزير دربار را بخت حضرت و الا عين الدوله كشت . اگر او زنده بود ، شكل كارها اينطور نمىشد ، بلكه اتابك هم با من به اين زودى تغيير نمىكرد . بايد خدا را شناخت و اتكال به اسباب ظاهر نداشت . اين‌ها براى شما خوب است كه اينقدر معتقد به تدبير و اسباب هستيد . با سهام الدوله گرم بگيريد ؛ امروز در قلمرو دل ، دست دست آن‌هاست و پسرهاى عضد الدولهء مرحوم « 108 » . حقيقتا خيلى دور وزير و سهام الدوله و پسرهايش گرم و مهربان هستند . باز مىنويسم كه بايد خدا را شناخت . وزير دربار با آن سوءظن و كم پهلوئى ، چهار سال [ و ] نيم تمام جميع كار ابنيه را به مخبر الملك تفويض كرده بود كه دينارى جز كوره‌پزخانه به خودش نمىرسيد . معهذا تا دم مردن ، دست از او برنداشت و وزير بالاستقلال گيلان هم شد ، انگشتر برليان هم خلعت گرفت ؛ حالا هم به اسم و سمت بستگى آن مرحوم ، با كمال احترام راه مىرود و كسى قدرت بىاحترامى به او ندارد . موثق الدوله كه ناظر و نوكر اول و محرم و پسرش داماد شاه است ، بايد از استيصال خانه بفروشد و كرايه‌نشين خانهء ركن الدوله بشود . بهتر و عجيب‌تر ، داستان

--> ( 107 ) - اين پيوست بر صفحه كاغذى در سه قسمت نگاشته شده است . يك قسمت از اين سه بريده شده است . كيفيت نگارش دو قسمت ديگر چنان است كه در هريك ، مطلبى آغاز و در انتهاى صفحه به انجام آمده است . با نبود قسمت مفقوده ، رعايت ترتيب مطالب به كيفيت آغازين آن مقدور نيست . براى رعايت امانت و تبعيت از اصل ، دو قسمت موجود را جدا از يكديگر مىآوريم ؛ چرا كه در اصل نيز چنين است . ( 108 ) - منظور عين الدوله و برادرش وجيه الله ميرزا سپهسالار هستند .